X
تبلیغات
the beloved

the beloved

love

عاشق

***********************************************************

این قطعه شعر رو خودم سرودم امیدوارم خوشتون بیاد

     رو ماسه های دریا                        با دلخوری نوشتم

     تنهاترین من هستم                         آخه اینه سرنوشتم

     موجها نوشته هامو                        یکی یکی پاک کردن

     منم با آه و ناله                             از آن ساحل گریختم

     تو خلوتم نشستم                            با غم خود گریستم

     داد زدم ای خدایا                           چرا شدم من تنها

     آخه مگه چه کردم                         که این چنین شکستم

     جز اینکه عاشق بودم                      عاشق یک بی وفا

     بازم میگم خدایا                             هنوزم من عاشقم

     عاشق اون که حتی                         مرا سپرد به غم ها

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم فروردین 1389ساعت 5 بعد از ظهر  توسط محدثه  | 

*************************************************************

زندگی مانند جویباری است که از دهکده غم می گذرد و به دریای مرگ می ریزد

نمی دانم زندگی چیست ؟ اگر زندگی شکستن سکوت است سالهاست که من سکوت را شکسته ام . اگر زندگی خروش جویبار است سالهاست که من در چشمه ی جوشان زندگی جوشیده ام اما این نکته را فراموش نمی کنم که زندگی بی وفاست زندگی به من آموخت که چگونه اشک بریزم اما اشکانم به من نیاموخت که چگونه زندگی کنم

*************************************************************

بنام آنکه اشک را آفرید تا آتش جنگلهای عشق خاموش کند

بی تو چشمانم همیشه بارانیست اشک چشمانم فقط برای توست ای آغاز زندگی ام بی تو شبهایم بی فروغ و چشمانم بارانی و لبانم از نام تو لبریز است بی تو بودن را نمی خواهم و با تو بودن را برای همیشه چه در این زمین خاکی و چه در آن سرزمین ابدی می خواهم تویی که دریچه ای از نور و روشنایی را بر دل تاریکم گشودی و زندگی را با واژه زیباتری برایم معنا بخشیدی     تو  تویی که زندگی را همان گونه که هست برایم ترسیم کردی امید را در دلم جاری کردی و امیدی تازه به من هدیه دادی

*************************************************************

همیشه طلوع کن برای تمام نگاه هایی که معنی غروب را می فهمند

هیچ بارانی ردپای خوبان را از کوچه خاطرمان نخواهد شست

 

**

*************************************************************

کاش بارانی ببارد قلبها را تر کند

بگذرد از هفت بند ما صدا را تر کند

قطره قطره رقص گیرد روی چتر لحظه ها

رشته رشته مویرگ های هوا را تر کند

بشکند در هم طلسم کهنه این باغ را

شاخه های خشک بی بار دعا را تر کند

مثل طوفان بزرگ نوح در صبحی شگفت

سرزمین سینه ها را تا ناکجا تر کند

چترهاتان را ببندید ای به ساحل مانده ها

شاید این باران که می بارد شما را تر کند

*************************************************************

موج اگر می دانست که ساحل دستش را نمی گیرد هیچ گاه برای رسیدن نفس نفس نمی زد

*************************************************************

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم اسفند 1388ساعت 2 بعد از ظهر  توسط محدثه  | 

*************************************************************

رفت و دنیای دلم را با غروب خاطراتش جا گذاشت

رفت و تصویر نگاهش را به قاب لحظه هایش جا گذاشت

یک شب آمد پاک و ساده از دیار روشن آیینه ها

چشم های خسته را در انتظار رویش فردا گذاشت

یک شب آمد روی فرش سادگی در کلبه قلبم نشست

صبحدم رفت و مرا با خاطرات پنجره تنها گذاشت

*************************************************************

بی بهار می توان زندگی کرد ولی بی امید هرگز

*************************************************************

در حضور خارها هم می شود یک یاس بود

در هیاهوی مترسکها پر از احساس بود

می توتن حتی برای دیدن پروانه ها ...

شیشه های مات یک متروکه را الماس بود

دست در دست پرنده بال در بال نسیم

ساقه های هرز این بیشه ها را داس بود

کاش می شد حرفی از « کاش می شد » هم نبود

هر چه بود احساس بود و عشق و بود و یاس بود

*************************************************************

رویای مرگ شاید بهانه ایست برای تحمل کابوسی به نام زندگی . . .

*************************************************************

زندگی چیست ؟ زندگی مانند اتوبوس شلوغی است که جایی برای نشستن نیست و وقتی خلوت می شود و می خواهی بشینی راننده داد می زند پیاده شوید آخر خط است .

سفر همیشه قصه رفتن و دلتنگیه

به من نگو جدایی هم قسمتی از زندگیه

همیشه یک نفر میره آدم و تنها می زاره

همیشه یک دل غریب یه گوشه تنها می مونه

یکی مسافر و یکی اینور دنیا می مونه

*************************************************************

عشق مهمانی مودب است که ورودش را با ضربه های قلب اعلام می کند .

عشق تنها برای یک بار می آید و برای تمام عمرش می آید عشق همان بود که به تو ورزیدم حقیقتا همان یک بار و از بس بدان آویختم تا همیشه همه زندگی ام با آن پیش خواهد رفت پس تا همیشه  عاشقت  می مانم .

عشق با هم زیر باران ایستادن و خیس شدن نیست عشق آن است که یکی برای دیگری چتری شود و او هیچگاه نفهمد چرا خیس نشد .

عشق از دوستی پرسید : تفاوت من و تو در چیه ؟ دوستی گفت : من دیگران را با سلامی آشنا می کنم و تو با نگاهی - من آنها را با دروغ جدا می کنم و تو با مرگ .

*************************************************************

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم اسفند 1388ساعت 10 قبل از ظهر  توسط محدثه  | 

***********************************************************

اگر چشمان من دریاست

تویی فانوس شبهایش

اگر حرفی زدم از عشق

تویی مفهوم و معنایش

اگر دریای دل آبی است

تویی فانوس زیبایش

اگر آینه یک دنیاست

تویی معنای دنیایش

 

*************************************************************

در ساحلی نشسته بودم ناگهان صدایی به من گفت بنویس گفتم قلم ندارم گفت استخوانت را قلم کن گفتم جوهر ندارم گفت خونت را جوهر کن گفتم کاغذ ندارم گفت پوستت را کاغذ کن گفتم چه

بنویسم گفت بنویس :

                                        عشق من دوستت دارم

************************************************************

وقتی ستاره ها شب را سنگسار می کردند مهتاب با پای برهنه زیبایش از یک دریچه پنهان

به آغوش ظلمت یک اتاق رفت

***********************************************************

                یه شب خوب تو آسمون

                       یه ستاره چشمک زنون

                            خندید و گفت کنارتم

                                 تا آخرش تا پای جون

                                       ستاره قشنگی بود

                                            آروم و ناز و مهربون

                                                  ستاره شد عشق منو

                                                           منم شدم عاشق اون

                                                                  اما زیاد طول نکشید

                                                                 عشق منو ستاره جون

                                                          ابری اومد ستاره رو

                                                 دزدید و برد نا مهربون

                                           حالا شبا به یاد اون

                                    زل می زنم به آسمون

                              دلم می خواد داد بزنم

                        این بود قول و قرارمون

                   تو رفتی و از خودتم

             نذاشتی حتی یه نشون

                  

************************************************************

محبت تنها جوشکاری است که دلهای شکسته را رایگان جوش می دهد

اگر در تلاطم آن غرق رنج ها شویم و خنده در پس شبهای تاریک گم نشود  و گریه از درهای سینه وارد اتاق نشود زندگی گذراست تنها چیزی که از تو باقی می ماند محبت و گذشت است . افسوس که کشتی محبت بعضی وقتها از ساحل دوستیها فاصله می گیرد بیا با مهر و محبت با هم ناخدای کشتی سازیم تا کشتی های دوستیمان هر چه زودتر در ساحل صفا و محبت لنگر اندازد و این تنها زنجیر محبت است که پاره نمی شود و طوفان حوادث شعله قشنگش را خاموش می کند

*************************************************************

کسی را می پرستیدم چنان عشق

به او دل بسته بودم همچنان عشق

چه عشقی او دروغ بود و ریا بود

چه بی مهر و چه بی لطف و صفا بود

فقط اسمی برایم مانده از او

ولی این هم دروغی دیگر از او

او دروغی گفت و قلبم را بدزدید

او کلامی گفت و عشقم را بدزدید

او به من گفت دوستت دارم ولی او

با دروغش کرده بود قلبم جادو

یک زمان بر عشق من گویی نظر کرد

روزی اما از همان عشقم هدر کرد

کار من آنجا رسید از دست عشقش

خرمن عمر مرا می زد دل آتش

من خدایم را در او دیدم ولی او

بود یک شیطان زیبا نازک ابرو

من به عشقش تکیه کردم او بخندید

من برایش گریه کردم او بخندید

من همه دنیای خود کردم فدایش

او فشرد عشق مرا در زیر پایش

من ز عشقی می سرودم از برایش

او ولی انداخت شعرم زیر پایش

من برای او شدم دریای آبی

او برای من چنان صحرای خالی

من چه ساده برق چشمانش ندیدم

من چه ساده تیر گیمانش ندیدم

من زلیخا گشتم و دستم بریدم

من ز دنیا و ز هستی دل بریدم

او ولی همچون پلیدان خنده می کرد

او مرا پیش دلم شرمنده می کرد

*************************************************************

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم اسفند 1388ساعت 3 بعد از ظهر  توسط محدثه  | 

           

            بر سنگ قبر من بنویسید خسته بود اهل زمین نبودنمازش شکسته بود بر سنگ

            قبر من بنویسیدشیشه بود تنها از این نظر که سراپا شکسته بود بر سنگ قبر من

            بنویسید پاک بود چشمان او که دائما از اشک شسته بود بر سنگ قبر من بنویسید

            این درخت عمری برای هر تبر و تیشه ، دسته بود بر سنگ قبر من بنویسید کل

            عمر پشت دری که باز نمی شد نشسته بود

         

*****************************************************

          بگذار در آغــــــوش تو آرام بگیـــــرم  رسوای غمت باشــــم و گمنــــام بمیرم

***********************************************

               چرا غمگینی ؟ عاشق شدم

               آیا عشق شیرین است ؟ بله شیرین تر از زندگی

               چرا تنهایی ؟ ویژگی عاشق هاست

               لذت تنهایی چیست ؟ فکر به او و خاطرات او

               چرا می روی ؟ برای اینکه او رفت

               دلت کجاست ؟ پیش او

               قلبت کجاست ؟ او برده

               پس حتما بی رحم بوده نه ؟ نه اصلا

               چرا ؟ چون بازهم او را می پرستم ...

 ******************************************************

            زندگی     

                  برگ بودن در مسیر باد نیست

                                        امتحان ریشه است     

                                               ریشه هم هرگز اسیر باد نیست

             زندگی

                  چون پیچکیست

                                 انتهــــایش می رسد

                                                           پیش

                                                                    خدا

******************************************************

          زندگـــــــــی شهد گلـــــــی است که زنبور زمانه می مکدش آنچه می ماند       

          عســــــل خاطره هاست

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم بهمن 1388ساعت 7 بعد از ظهر  توسط محدثه  | 

******************************************************

              دختره از پسره پرسید من خوشگلم ؟ گفت نه . گفت دوستم داری ؟ گفت نوچ –

              گفت اگه بمیرم برام گریه می کنی ؟ گفت اصلا . دختره چشماش پر از اشک

              شد هیچی نگفت پسره بغلش کرد گفت : تو خوشگل نیستی زیباترین هستی ، تو

             رو دوست ندارم چون عاشقتم ، اگه تو بمیری برات گریه نمی کنم چون من هم

             می میرم

parejadibujocopiasa9.jpg 

******************************************************

               یکی داشت و یکی نداشت ...

               اونی که داشت تو بودی و اونی که تو رو نداشت من

               یکی خواست و یکی نخواست ...

               اونی که خواست تو بودی و اونی که بی تو بودن رو نخواست من

               یکی آورد و یکی نیاورد ...

               اونی که آورد تو بودی و اونی که به جز تو به هیچکس ایمان نیاورد من

               یکی موند و یکی نموند ...

               اونی که موند تو بودی و اونی که بدون تو نمی تونست بمونه من

               یکی رفت و یکی نرفت ...

               اونی که رفت تو بودی و اونی که به خاطر تو تو قلب هیچکس نرفت من

 

******************************************************

                    اگر روزی شاد بودی ، بلند نخند که غم بیدار نشه و اگه یه روز

                    غمگین بودی ، آرام گریه کن تا شادی نا امیـــــد نشه اگه میدانستی

                    که چقدر دوستت دارم هیچ گاه برای آمدنت باران را بهانه نمی کردی

                                                       رنگین کمان من

******************************************************

                        بیاد بیاور

                        من رهگذری هستم غریب

                        غریب تر از خش خش برگهای پاییزی

                        در هجوم سرد پاییز سرود آمدن خواندم

                        در شکفتن بهاری زیبا سرود رفتن را می خوانم

                        آری من رهگذری هستم غریب

                        غریب تر از اشکهای معصوم عشق

                        غریب تر از عبور نسیم پاییزی

                        آری من غریب هستم

                        و غریبانه شکستم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم بهمن 1388ساعت 7 بعد از ظهر  توسط محدثه  | 

عشق

******************************************************

       از کسی که دوستش داری ساده دست نکش . شاید دیگه هیچ کس رو مثل

       اون دوست نداشته باشی و از کسی هم که دوستت داره بی تفاوت عبور

       نکن . چون شاید هیچ وقت ، هیچ کس مثل اون دوستت نداشته باشه

 

******************************************************

                   همانطور که شاپرک ها نمی توانند دشت آبی آسمان را از یاد ببرند من هم

                   چشمان زیبایت را نمی توانم فراموش کنم ، تصویر زیبایت نه تنها در ذهنم

                  بلکه در قلبم جای دارد ، ای کاش بدانی قصر آرزوهایم را در ساحل چشمانت

                   ساخته ام تا قلب مهربانت مداوایی باشد برای عشق پاک و مقدسم

 

******************************************************

ای آسمان زیبا امشب دلم گرفته

از های و هوی دنیا امشب دلم گرفته

یک سینه غرق مستی دارد هوای باران

از این خراب رسوا امشب دلم گرفته

امشب خیال دارم تا صبح گریه کنم

شرمنده ام خدایا امشب دلم گرفته

خون دل شکسته بر دیدگان تشنه

باید شود هویدا امشب دلم گرفته

ساقی عجب صفایی دارد پیاله تو

گفتی خیال بس کن فرمایشت متین است

فردا به چشم اما امشب دلم گرفته

 

******************************************************

            وقتی به دنیا اومدم صدایی در گوشم طنین افکند و گفت من تا آخرین

            لحظه عمرت با تو هستم گفتم تو کیستی گفت من غمم ، پیش خود خیال

            کردم که غم عروسکی هست که من با اون بازی می کنم اما الان که

            فکرشو میکنم می بینم من بازیچه ای هستم به دست غم

          

******************************************************

        می بخشمت به خاطر خنده هایی که از صورتم گرفتی ... بخاطر تمام خنده هایی

        که به صورتم نشاندی ... نمی بخشمت بخاطر دلی که برایم شکستی ... بخاطر

       احساسی که برایم پرپر کردی ... نمی بخشمت بخاطر زخمی که بر وجودم

       نشاندی ... بخاطر نمکی که بر زخمم گذاشتی ... و می بخشمت بخاطر عشق

       که بر قلبم حک کردی

 

******************************************************

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم بهمن 1388ساعت 7 بعد از ظهر  توسط محدثه  |